حل مکعب روبیک در کمتر از 2 دقیقه اونم زیر آب!!!

پنجشنبه 15 اسفند 1392
09:36 ب.ظ
امیر حسین
من به اندازه کافی باهوش نیستم و انگشتام هم آنطور که باید و شاید سریع نیستن که با چنین سرعتی قادر به حل معمای مکعب روبیک باشم. همه ساله مسابقات مختلفی برای ثبت رکورد تازه در حل مکعب روبیک برگزار می‌شود و رکوردهای خارق‌العاده چند ثانیه‌ای در این زمینه ثبت می‌گردد. اما جوانی به نام Kevin Hays توانسته سه مکعب روبیک را در کمتر از یک دقیقه و آن هم در زیر آب و بدون نفس کشیدن حل کند.
این خیلی شگفت انگیزه

[http://www.aparat.com/v/gMksv]









موضوع: طنز و سرگرمی،

تقدیم به پدران خوب

پنجشنبه 15 اسفند 1392
02:12 ب.ظ
امیر حسین
بیایید باهم از این به بعد قدر خانواده ی خود را بدانیم چراکه آنها هم قدر ما میدانند

تقدیم به پدران خوبمان

[http://www.aparat.com/v/ghyjc]




xxxx




گاو سخنگو

پنجشنبه 15 اسفند 1392
02:03 ب.ظ
امیر حسین
[http://www.aparat.com/v/mu6c0]






xxxx




موضوع: طنز و سرگرمی،

پسر خده دار سیاه پوست

پنجشنبه 15 اسفند 1392
01:55 ب.ظ
امیر حسین
تو این ویدیو که مشاهده ی آنلاینشم گذاشتم یه پسر سیاه پوست هست که خیلی خنده داره و همش شلوارش از پاش میفته


[http://www.aparat.com/v/1ufmN]








xxxx




موضوع: طنز و سرگرمی،

دانلود خبر ساز ترین کلیپ جهان

چهارشنبه 14 اسفند 1392
09:51 ب.ظ
امیر حسین
این کلیپی که برای دانلود گذاشتم خیلی با حاله و تونسته توی مدت زمان خیلی کمی که داره یه جایزه ی اسکار برنده بشه و عنوان کوتاه ترین فیلم جهان رو به خودش اختصاص بدهدر ضمن این فیلم کوتاه ساخت شرکت pes هستش که اکثرا با اون آشنا هستین

دانلود کنید حالشو ببرید

حجم 6.9 مگابایت




xxxx




حکایت گرانی مرغ

چهارشنبه 14 اسفند 1392
09:08 ب.ظ
امیر حسین

انـدر حکایـت گـرانی مـرغ (شعـر طنـز)


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



مرغ، آهنگ جدایی ساز کرد


ناگهان از سفره ام پرواز کرد



از فراقش قلب بشقابم شکست


قاشق و چنگال من در غم نشست



دید او فیش حقوقم را مگر؟


کاین چنین از پیش من بگرفت پر



مرغکم رفتی تو از پیشم چرا


کردی از پیش خودت کیشم چرا



من به تو خیلی ارادت داشتم


حشر و نشری با کبابت داشتم



خاطراتت مانده در کنج اجاق


سوخت قلب دیگ تفلون از فراق



ران و بال و سینه ات یادش بخیر


قلب چون آیینه ات یادش بخیر



با سس قرمز چه زیبا می شدی


خوب و دلچسب و دلارا می شدی



ای فدای ژامبون رنگین تو


سوپ های داغ و آن ته چین تو



ناز کم کن پیش ماها هم بیا


لطف کن، یک شام، اینجا هم بیا



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



دستمان از گوشت دور است ای نگار


پس تو دیگر اشکمان را در نیار



زندگی بی تو جهنم می شود


سکته، اسبابش فراهم می شود



ای فدای قُد قُدایت باز گرد


این دل و جانم فدایت باز گرد



بی تو باور کن که مردن بهتر است


از جهان تشریف بردن بهتر است



از خر شیطان بیا پایین عزیز


عشوه کم کن، زهر در جامم مریز



تازگی از دیگران دل می بری


هرکه بامش بیش، با او می پری



در نبودِ هیکل زیبای تو


دلخوشم با سنگدان و پای تو



پس چه شد آن بال های خوشگلت


لک زده است این دل برای شنسلت



ذهن یخچالم پُر است از یاد تو


بازگرد ای خوشگل تو دلبرو



تخم خود را لااقل از ما نگیر


تا که با خاگینه اش گردیم سیر



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org






xxxx




موضوع: طنز و سرگرمی،

عکس خنده دار از سگ و گربه

چهارشنبه 23 بهمن 1392
03:41 ب.ظ
امیر حسین

عین حقیقت

چهارشنبه 23 بهمن 1392
03:37 ب.ظ
امیر حسین

جوک جدید

چهارشنبه 23 بهمن 1392
03:25 ب.ظ
امیر حسین

جوک:
غضنفر سر سفره داد می زده می گفته: بربری بدین! بربری بدین!
بهش میگن چی شده؟ ، میگه: آب تو گلوم گیر کرده


پسره تو كلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی خوشگل  میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی ، پول دادی ، قیافه دادی ، خانواده خوب دادی... فقط ازت یه چیز دیگه میخوام... اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح‌! خودت كمكم كن! پسره از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ هل نده زشته ، خودم میرم!


شکمو داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام میدن یا نه

غضنفر میره رستوران، گارسون میخواد بزارتش سر كار میگه: غذای امروز «كوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با «لیمو» است! غضنفر میگه : «كوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با چی

پسره ، دختر محلشون را نشون میکنه ، رفیقاش میان با سنگ میزنن

تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، میگن انگل داری

به دختره می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی كار می كنی می گه من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم

دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق میدزدیدن

به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

غضنفر میره تو صف نونوایی، شاطر نونوائی میگه: نون تا اینجا بیشتر نمی‌رسه، بقیه برن. غضنفر میگه: ببخشید اگه میشه جمع‌تر وایسین نون به ما هم برسه

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

یه برره ای به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا كردم چیكارش كنم؟ میگه ببرش باغ وحش. فردا رفقیش می گه بردیش؟ یارو می گه : آره ، تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما

غضنفر میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن  .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی میگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه میگه و میخنده .... سومی میگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

یارو ماشینش تو برف گیر میکنه زنجیر نداشته ،  سینه میزنه

به غضنفر میگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. میگه شکرالله ، حمدلله ، سیندرلاه

یه دفعه یه آفتاب پرست میره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " میکنه

!!!! یه دفعه پلیس  (غضنفر)  را میگیره بهش میگه کارت ماشین ، گواهینامه ، بیمه ..... غضنفر میگه باید با اینها جمله بسازم

دکتر نظام وظیفه پسر لاغری را معاینه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دلیل ضعف جسمانی

پسره با خوشحالی گفت : آخ جون  فوری میرم زن میگیرم

دکتره نوشت : و همچنین ضعف عقلانی

یه روز چند تا رفیق میخواستن برن گردش ، اولی میگه ماشینش با من ، دومی میگه نهارش هم با من ، سومی هم میگه تخمه و چای هم با من ، چهارمی میگه پس حالا که همتون یه چیز میارین منم داداشم را میارم

مادر : پسرم ، من دارم می رم خرید یه وقت به كبریت دست نزنی ها

پسر : نه مامان جون  من خودم فندك دارم

یه بچه ایی تازه بدنیا اومده بوده ، شیر مامانشو نمی خورده ، هر زن دیگه ای هم آوردن ، فایده نداشته بچه شیر اونا رو هم نمی خورده تا اینکه یه زن سیاه میارن بچه شیرشو می خوره بابائه می گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شیرکاکائو می خواستی ما نمی دونستیم

یک روز غضنفر خواب میبینه بزرگترین نون بربری دنیا را خورده صبح که بلند میشه میبینه لاحافش نیست

طرف خیلی شاكی میره ثبت‌احوال، میگه: آقا این اسم من خیلی ضایعه ، باید حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش میپرسه، مگه اسمتون چیه؟ طرف میگه: خشایارِ گهُ‌چهره ! كارمنده میگه: آره خوب حق دارید، باید حتماً عوضش كنید. حالا چه اسمی میخواید بگذارید؟  خشایار میگه: خشایار ان‌چهره!

یك بابایی داشته از سر كار برمیگشته خونه، یهو میبینه یك جمع عظیمی دارن تشییع جنازه میكنند، منتها یجور عجیب غریبی: اول صف یك سری ملت دارن دو تا تابوت رو میبرن، بعد یك یارو مرده با سگش راه میره، بعد ازون هم یك صف 500 متری ملت دارن دنبالشون میرن. یارو كف میكنه، میره پیش جناب سگ دار، میگه: تسلیت عرض میكنم قربان، خیلی شرمندم... میشه بگید جریان چیه؟ یارو میگه: والله تابوت جلوییه خانممه، پشتیش هم مادر خانومم... هردوشون رو دیشب این سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت میشه، همینجور شروع میكنه پشت سر یارو راه رفتن، بعد از یك مدت برمیگرده میگه: ببخشید من خیلی براتون متاسفم، میدونم الانم وقت پرسیدن اینجور سوالا نیست، ولی ممكنه من یك شب سگ شما رو قرض بگیرم؟! مرده یك نگاهی بهش میكنه، اشاره میکنه به 500 متر جمعیتی پشت سر، میگه: برو ته صف!











xxxx




موضوع: طنز و سرگرمی،

Funny

سه شنبه 30 مهر 1392
12:35 ق.ظ
ت ک ز ش ح ...
در این سایت با جدیدتریم مطالب طنز و سرگرمی در خدمت شما هستیم
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به سایت تفریحی است. || طراح قالب avazak.ir