mohsen mohsen دوشنبه 11 آذر 1392 12:09 ق.ظ نظرات ()

قطرات اشک رو گونه های سردم

اگه پایین میومد گریه میکردم

من دل شکسته و تنها و خسته

چرا غم تو قلب من یه عمر نشسته

توی پاییز پر از درد و جدایی

دل من بخون نشست خدا کجایی

لحظه های پر طپش میان و میرن

سراغی از من و قلبم نمیگیرن

این همون دردیه که منو شکسته

درای این قفسم همیشه بسته

نیمه جون و بی رمق یه جا میشینم

خط پایان رو دارم خودم میبینم